alt text
احسان شریعتی
فیلسوف ایرانی

همین حالا با من تماس بگیرید



شبکه‌های اجتماعی

بستن
19 آذر 1403
ثبت دیدگاه

"عبرت" سوریه برای دارندگان "بصیرت"

سقوط سریع رژیم حاکم بر سوریه نشانگر ناممکن بودن این سبک و ژانر حکمرانی، و قوام و بقا ناپذیر بودن حکومت های نظامی-پلیسی و استبدادی-انحصاری (توسط یک فرد، خاندان، قبیله، و فرقه ی قومی و عقیدتی) است، آن هم در اقلیم و منطقه ای به شدت متنوع و متکثر به لحاظ قومی-فرهنگی.
این که قدرت های بزرگ (به مثابه ی شرط بیرونی) به چه میزان در میدان نقش بازی می کنند به قابلیت و استقبال مبنای درونی  بستگی مستقیم دارد.

رژیم اسد به جای شنیدن صدای مطالبات دموکراتیک مردم سوریه در دوران "بهار عرب" و پذیرش گذار  مسالمت آمیز قدرت به منتقدان مدنی داخلی، ترجیح داد با سرکوبی قهرآمیز، خشن ترین مخالفان را همچون مخاطب جدی خود قلمداد کند و سرانجام نیز کلید قدرت را با کمترین مقاومت به همین حریفان واگذارد!
سیاست خارجی ایران در موقعیت سوریه، بنابه مصالح ملی و منطقه ای ما، می بایست از روز نخست بر وساطت و گفتگو با تمامی نیروهای درگیر در جهت تنش زدایی و مفاهمه و یافت وفاق فراقومی-فرقه ای و همسویی مردمی در برابر قدرت های سلطه جو بر منطقه و جهان، بنا می شد (و نه سیاست یکجانبه گری و همدستی با دیکتاتوری های در حال فروپاشی، مانند رومانی چائوشسکو و..).
خوشبختانه دولتمردان سوری، در لحظه ی آخر، واگذاری خشونت پرهیز قدرت را پذیرفتند و مانع تداوم خونریزی و جنگ داخلی شدند، اما اگر این کار را در همان دوران "بهار" انجام داده بودند، شوم بختانه به این زمستان نمی رسیدند و صدها هزار کشته و میلیون ها آواره بر جای نمی گذاردند و خود نیز بس آبرومندانه تر  کنار می نشستند.
رویاپردازان احیای شاهنشاهی-امپراطوری ها، از سنخ خلافت نوعثمانی و سلطنت نوصفوی، اما تا کنون، با به جان هم انداختن اقوام و مذاهب منطقه ی خاورمیانه، و به ویژه در اقلیم "شام"، نه تنها به شکل آشکار و رسوایی، در خدمت رژیم توسعه طلب و نسل کش تل آویو و حامیان نواستعمارگرش در جهان بوده اند، که محصول این گونه کشورگشایی های "رهاییبخش" جز خرابه های برجای مانده، از افغانستان و عراق و یمن و لیبی گرفته تا سوریه، نبوده است.
پس، ضمن عرض تبریک به ملت ستم دیده ی سوریه که از پی تحقق آزادی و مردم سالاری و احقاق عدل و حق بشری و شهروندی خود کوشیده اند، می بایست همدلانه و هشیارانه یادآوری کرد که این "پیروزی" نیز اگر آگاهانه هدایت نشود و بلافاصله و واسطه به استقرار بدیلی ملی(فراقومی-عقیدتی) و مردمی(دموکراتیک) نیانجامد، سرآغاز "فاجعه" ای دیگر خواهد گشت!



فرم ارسال دیدگاه